اینجا ساعت به وقت بی هوشیه!!!! بچه ها این بخش رو از وبلاگ اصفهانیا برداشتم خیلی جالبه. اینجوریه که هر هفته اسم دوتا از همکلاسیا رو اینجا میذارم بعد شما بگین که چه شغلی بهشون میاد. این هفته : 1)علی محمدی 2)آقای علیرضا قنبری ببینید اولم از خودم شروع کردما. فقط نظرات با اسم اثلی تایید میشوند.انشاالله!!!!!!!! بچه ها اگه همینجور الکی یه حساب سرانگشتی بکنیم میفهمیم که 4الی5 وعده ما شیرینی از همکلاسیامون طلب داریم. باهم بشمریم: 1)خانوم معتضدیان قول داده بودن که اگه امتحان بیوشیمی رو قبول بشن شیرینی میدن و دیدیم که خوشبختانه قبول هم شدن. 2)18 بهمن مصادف بود با امتحان روانشناسی و تولد سرکار خانوم هوشمندی.تولدشون مبارک. 3)26بهمن.خانوم صراف نیا تولدتون مبارک 4)26بهمن باز.خانوم برزگر تولدتون مبارک 5)و مهدی جان گل محمدی گل سر سبد همه ی پسرای دانشکده با اینکه همه یه طرف تو هم همون طرف ولی شیرینی تولدتو بایستی بیاری. الان تکلیف چیه واقعن؟! ما چکار کنیم؟ صبحونه بخوریم؟نخوریم؟تکلیف مارو مشخص کنید دیگه خخخخخخخخخ رفتم رستوران شاندیز گارسونه میگه: رفتم مغازه نوشابه بخرم یارو گفت : مشکی دیگه! گفتم : پ… گفت: گمشوبیرون بی شعورعوضی! این چیه یاد گرفتن خودشونومسخره میکنن . گفتم : بابا میخواستم بگم پنیر هم میخوام. … کلی معذرت خواهی کرد و از خجالت من دراومد ________________________ رفتم در خونه رفیقم … از پشت آیفون میگه … تنهایی؟ پـَـــ نــه پـَـــ خونه محاصره ست … بهتره خودتو تسلیم کنی
________________________
رفتم بانک به کارمندِ میگم : شما صندوقدار هستید؟!
به دوستم میگم بیا با هم شعر بخونین میگه باشه . من میگم یه {توپ دارم} اون میگه قلقلیه. میگم پ ن پ مربعیه امروز شلوغ کردم رفتم دفتر مدیر گفت بازم شلوغ کردی من چیزی نگفتم گفت خاک
یک شنبه 29 بهمن 1391برچسب:, :: 9:36 :: نويسنده : علي محمدي
روزی دختری از پسری که عاشقش بود پرسید …:
|
تولدتونم مبارك
قبول شدنتون توي ترم يك رو تبريك ميگم.خوشحالم كه همه قبول شديم!!! احتمالا برد تيم ايران در برابر لبنان هم بهتون تبريك ميگم.
|
بچه ها حامل يه خبر مهمم كه بايد به عرضتون برسونم.
18بهمن روز چهارشنبه قراره چه اتفاقي بيفته به نظرتون؟
آره امتحان روانشناسي كه داريم ولي يه اتفاق مهم تر هم قراره اتفاق بيفته.
فكر كنم آخرين تولد ترم يك رو بايد به خانوم فاطمه هوشمندي تبريك بگيم.
خانوم هوشمندي همكلاسي خوبمون تولدتون مبارك باشه.
اميدوارم به تموم آرزوهايي كه تو ذهنتون وول ميخوره برسين.
امروز خورشید شادمانه ترین طلوعش را خواهد کرد و دنیا رنگ دیگری خواهد گرفت
قلبها به مناسبت آمدنت خوشامد خواهند گفت
همكلاسي سالروز زمینی شدنت مبارک . . .
دهه ي فجر مبارك(فجرشو باسفيد نوشتم با موس بگردين پيداش كنين!!!)
همين ديگه مبارك باشه حرفي واسه گفتن ندارم فقط يه چيز دستشون درد نكنه كه انقلاب كردن.
بچه ها تا حالا فكر كردين كه سرنوشت كارتونايي كه ميديديم چي شدن؟
اگه دوست دارين بدونين برين ادامه ي مطلب
اگر قصد ماندگــــــاری ندارید یادگـــــاری هم نگذارید
♥♥♥♥♥♥♥♥
دیگه ته موندههای سیگارم را دور نمیریزم….. شاید فردا که من نباشم….. از روی همینا بفهمی چقد دوست داشتم…..!!!!
♥♥♥♥♥♥♥♥
خسته ام! نه اینکه کوه کنده باشم نه …! دل کنــــــــده ام!
♥♥♥♥♥♥♥♥
صبر کن سهراب! آری… تو راست می گویی آسمان مال من است پنجره،فکر،هوا،عشق،زمین،مالِ من است! اما سهراب تو قضاوت کن، بر دل سنگ زمین جای من است؟! من نمی دانم که چرا این مردم، دانه های دلشان پیدا نیست… صبر کن سهراب! قایقت جا دارد؟ من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم
♥♥♥♥♥♥♥♥
یکرنگ که باشی، زود چشمشان را میزنی، خسته میشوند از رنگ تکراریت، این روزها دوره ی رنگین کمان هاست
♥♥♥♥♥♥♥♥
می کوشم غمهایم را غرق کنم ، اما بی شرف ها یاد گرفته اند ، شنا کنند!
♥♥♥♥♥♥♥♥
برای قرصهایم لالایی می خوانم تا به خواب روند و فراموش نکنند که، خواب آورند نه یاد آور
♥♥♥♥♥♥♥♥
آغوش خالیم از تو ، پرانتزی است بدون شرح …!
♥♥♥♥♥♥♥♥
ﻣﺘﺮﺳﮏ ﺭﺍ ﺩﺍﺭ ﺯﺩﻧﺪ ، ﺑﻪ ﺟﺮﻡ ﺩﻭﺳﺘﻲ ﺑﺎ ﭘﺮﻧﺪﻩ…! ﮐﻪ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺗﺎﺭﺍﺝ ﻣﺰﺭﻋﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﻮﺳﻪ ﺍﻱ ﻓﺮﻭﺧﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺭﺍﺳﺖ ﻣﻴﮕﻔﺘﻲ ﮐﻪ ﺍﻳﻨﺠﺎ”ﻗﺤﻄﻲ ﻋﺎﻃﻔﻪ”ﻫﺎﺳﺖ
♥♥♥♥♥♥♥♥
ﻣــــﺮﺩﻡ ﺍﯾــــﻦ ﺷـــﻬﺮ ﭼﻘـــﺪﺭ ﺧﻮﺑﻨـــﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺒﯿﻨﻦ ﻛـــﻔﺶ ﻧـــﺪﺍﺭﯼ ﺑﺮﺍﯾـــــﺖ ﭘﺎﭘــــﻮﺵ ﺩﺭﺳـــﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ
♥♥♥♥♥♥♥♥
افسوس! یگانه سوالیکه هیچکس نمیتواند پاسخی به آن بدهد: سعادت چیست؟(برادلی)
######سخن بزرگان######
چه سعادت بیاید و چه نیاید، آدمی باید سعی کند خـــــــود را از سعـــــــادت بـــــــی نیــازگــــرادند.(ژرژالبوت)
######سخن بزرگان######
غنچه خوشبختی در جای تاریک و بی صدا و گودی افكار افراد متفكر خودبخود می اندیشد*** ارنست دیمنه
######سخن بزرگان######
فكر كردن،سخت ترین كار بشر است*** انیشتین
######سخن بزرگان######
آن هنگام كه روحم عاشق جسمم شد و جفت گیری این دو سر گرفت من بار دیگر متولد شدم ***جبران خلیل جبران
######سخن بزرگان######
الماس را جز در قعر زمین نمی توان یافت و حقایق را جز در اعماق فكر نمی توان كشف كرد***ویكتور هوگو
######سخن بزرگان######
مردی كه فكر نو دارد مادام كه فكرش به ثمر نرسیده است آرام و قرار ندارد***مارك تواین
######سخن بزرگان######
موضوع انشا : خوش بختی …
به نام خدا
خوش بختی یعنی قلب پدر و مادرت بتپد …
پایان !!!
.
.
گارسون آمد …
پرسیدم : تلخ ترین قهوه ای که دارید چیست ؟ آهی کشید و جواب داد : زندگی …
پرسیدم : با چه شیرین میشود ؟ جوابی نداد … خواستم دوباره بپرسم که سرانجام با یک پوزخند جواب داد : شیرین شدنی نیست تا وقتی که ما انسان ها گناهکاریم !
.
.
سهراب سپهری در جشن تولد یک سالگی فرزندش گفت :
عزیزم ! یک بهار ، یک تابستان ، یک پاییز و یک زمستان را دیدی ! از این پس همه چیز تکراریست …
.
.
بزرگترین درد دنیا اینه که ببینی اونی که تا دیروز درداتو میکشیده داره درد میکشه !
اون یه نفر مادره …
.
.
یک بار ، یک بار و فقط یک بار می توان عاشق شد …
عاشق زن ، عاشق مرد ، عاشق اندیشه ، عاشق وطن ، عاشق خدا ، عاشق عشق …
یک بار و فقط یک بار … بار دوم دیگر خبری از جنس اصل نیست !
فرستنده : سما
.
.
خدا کنه هیچوقت “هست” های کسی نشه “بود” …
.
.
هیچ زخمی خوب نمیشه ، یا جاش میمونه یا یادش …
.
.
“زنها” تنهاییشان را گریه می کنند و “مردها” گریه هایشان را تنهایی …
.
.
مادرم …
قدمهایت را بر روی چشمانم بگذار تا چشمانم بهشت را نظاره کنند …
.
.
و روزگار چه بیرحمانه بی رضایتِ ما میگذرد و تنها این گَردِ پیری ست ، تاوان این گذران اجباری …
.
.
از زندگی آموختم که به هیچ عنوان برای کسی تکرار نشوم …
.
.
مرد کسی نیست که گریه نکند !
مرد کسی است که به گریه نندازد …
.
.
هیچ جای دنیا امنیت دستهای پدر و مادر رو نداره !
.
.
کاش هیچوقت آرزو نمی کردم که کفش های مادرم اندازه ام شود !
.
.
کاش زندگی هم دکمه پاور داشت !
.
.
همیشه با اونی باش که باعث بشه حس کنی بهترینی …
.
.
کاش هیچوقت بزرگ نمیشدم تا برای همیشه در آغوش مادرم جا می گرفتم !
.
.
از تمام دلتنگی ها ، از اشک ها و شکایت ها که بگذریم باید اعتراف کنم مادرم که میخندد خوشبختم !
.
.
همه ی موجودات زنده بعد از مرگشون فاسد میشن و خیلی از آدما قبل از مرگشون …
.
.
مرد از زن خیلی تنهاتره !
مرد لاک به ناخوناش نمیزنه که هروقت دلش یه جوری شد دستشو باز کنه و ناخوناشو نگاه کنه و ته دلش از خودش خوشش بیاد !
مرد موهاش بلند نیست که توی بی کسی کوتاهش کنه و اینجوری لج کنه با همه دنیا !
مرد نمیتونه وقتی دلش گرفت زنگ بزنه به دوستش و گریه کنه و خالی بشه !
مرد حتی درداشو اشک که نه ، یه اخمِ خشن میکنه و میچسبونه به پیشونیش !
یه وقتایی ، یه جاهایی ، به یه کسایی باید گفت : “میم … مثلِ مرد !”
.
.
عشق از جنس باران است ، کثیفش نکنید …
.
.
صدای خنده ی مادرم ، حتی غم هایم را هم می خنداند !!!
.
.
موندنی با لگد نمیره ، رفتنی با خواهش نمیمونه …
.
.
آدم یک “بودن” است و انسان یک “شدن” …
.
.
عاشقی لباس رزم پوشید و به جنگ روزگار رفت …
بین راه دیوانه ای را دید که از جنگ روزگار باز می گشت !
.
.
حق الناس همیشه پول نیست … گاهی دل است ؛ دلی که باید میدادی و ندادی …
.
.
به هرکسی محبت کنی او را ساختی و به هرکسی بدی کنی به او باختی ؛ پس بساز و نباز !
.
.
کسانیکه قدر دستان نوازشگر را ندانند ، عاقبت پاهای لگدکوب را می بوسند …
.
.
شاید قانون دنیا همین باشد ، من صاحب آرزویی باشم که شیرینی تعبیرش از آن دیگریست …
.
.
از یه جایی به بعد دیگه بزرگ نمیشی، پیر میشی …
از یه جایی به بعد دیگه خسته نمیشی ، میبُری …
از یه جایی به بعد هم دیگه تکراری نیستی ، زیادی ای …
خب اينم از زبان مونده يكي دوتاي ديگه كه از شرشون خلاص شيم اميدوارم توي تمام مراحل زندگيمون موفق باشيم.
-کدامیک از موارد ذیل در تتراکلرید کربن حل نمی شوند؟
الف) خرس سفید
ب) خرس قهوه ای
ج) خرس سیاه
د) همه موارد
- خب معلومه، خرس سفید. چون قطبیه
ترم های زوج در دانشگاه :
شروع رسمی ترم در سایت دانشگاه : 15 بهمن
حضور دانشجویان سر کلاس ها : 10 اسفند!
تعطیلی قبل از عید : 15 اسفند !
شروع کلاس ها بعد از عید : 1 اردیبهشت
پایان کلاس ها : 20 اردیبهشت !
سر جمع 25 روز
جزوه امتحانی چیست؟؟؟؟
جسمی است سمی که در اولین تماس با دست
یا حتی نگاه کردن در کوتاه ترین زمان ممکن،
انسان را به خوابی عمیق فرو میبرد!!!!!!!!
دانشگاه تمام استعدادهای افراد از جمله بی استعدادی آنها را آشکار می کند. آنتوان چخوف
بچه ها تصمیم گرفتم که بعداز امتحانات میان ترم گوشی بخرم خواستم که کمکم کنین تا یه گوشی خوب و باحال بخرم راستی قیمتشم اصلن مهم نیست همچنین مارکشم اصن برام اهمیت نداره من تنها چیزی که از این گوشی میخوام اینه که راحت از تو جیبم در بیاد همین.
هار هار هار هار هار مردیم از خنده پنجشنبمون خراب شد نتونستیم درس مرس بخونیم همشم تقصیرهGLX بود.
تست هوش
ای کسی که پای کامپیوترت نسشتی و فکر میکنی که خیلی زرنگی...
اما جمله ای که خوندی کلمهی نشستیاش غلط بود...
ههههههه
دیدی رزنگ نبودی؟
ای بابا باز هم که اشتباه خوندی کلمه ی بالا زرنگه نه رزنگ...
ای دل غافل...فارسی بلد نستی بخونی؟!
آخه نخبه، کلمهی بالا نیستیه نه نستی...
مجید جان دلنبدم، فارسی بلد نیستی...چرا میخونی؟!!
اه اه اه... بابا اون کلمهی بالا دلبندمه نه دلنبدم...
تو دبیرستان فارسی رو چند میشدی؟!
بابا کلمه بالا فارسیش غلطه...
چیه؟!...رفتی ببینی غلطه یا نه؟!!
بگذریم...بدون تست هوش هم معلومه اوضات چقدر داغونه
از شوق به هوا
به ساعت نگاه میکنم
حدود سه نصف شب است
چشم میبندم که مبادا چشمانت را
از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه کشدار شبگردان خمیده
و خاکستری گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانی چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکیم
و خوشحال که هنوز
معمای سبز رودخانه از دور
برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم
سال هاست که مرده ام ...
بچه ها نمره های بیوشیمی رو زدن
سایت:nomrebio.blogfa.com
آمدم تا مست ومدهوشت کنم اما نشد...
عاشقانه تکیه بردوشت کنم اما نشد...
آمدم تا از سر دلتنگی ام گریه ي تلخی در آغوشت کنم امانشد.....
بعد از عمل سختی که دختر داشت و بعد از چندین ساعت بیهوشی کم کم داشت هوشیاری خود را به دست می آورد، به آرامی چشم باز کرد و نام پسر را زمزمه کرد و جویای او شد.
پرستار: آرووم باش عزیزم تو باید استراحت کنی.
دختر: ولی اون کجاست؟ گفت که منتظرم میمونه
به همین راحتی گذاشت و رفت؟
پرستار: در حالی که سرنگ آرامش بخش را در سرم دختر خالی میکرد رو به او گفت: میدونی کی قلبش رو به تو هدیه کرده؟
دختر: بی درنگ که یاد پسر افتاد و اشک از دیدگانش جاری شد: آخه چرا؟؟؟؟؟؟ چرا به من کسی چیزی نگفته بود و بی امان گریه میکرد
پرستار: شوخی کردم بابا ! رفته دستشویی الان میآد
بچه ها شب گذشته يه اتفاق ناگوار در خوابگاه دخترا افتاد و اون اين بود كه بچه ها بخاطر كيفيت بد غذا دچار مسمويت غذايي شدن و حتي 3كشته و چندتن مجروح داشتيم كه حال 5تن از اين مجروحين!!!وخيمه.
ناراحت نشينا چون طبق آخرين اخباري كه بدست من رسيده حال كشته شده ها كاملن خوبه و حال مجروحين نيز رو به بهبوده.
حالا از همتون ميخوام كه براي سلامتيشون دعا كنين و سرجلسه ي فيزيك هم بهشون تقلب برسونين چون نتونستن هيچي بخونن.آخي بندگون خدا.
باسلام و عرض خسته نباشيد
بچه ها يه سوال اساسي .قراره امتحان فيزيولوژي رو از روي جزوه ي دندون90 بخونيم واقعن؟
اگه يه نگاه اجمالي فقط به سر فصلاي اين جزوه بندازين ميفهمين كه مباحث زيادي وجود داره كه استاد كتابچي سر كلاس ما مطرح كردن ولي توي اين جزوه نيست وبالعكس يك سري مبحثا هم وجود داره كه استاد اصلن بهشون اشاره نكرده ولي توي جزوه موجوده(بنا بر شواهد و قرائن) الان واقعن تكليف چيه توي اين وقت كم و حجم زياد محاله كه بتونيم بخونيم.
كاش از همون اول بچه ها مسئوليت هاي خودشونو سر جاي خودشون انجام ميدادن تا اين مشكلا پيش نميومد.
ميدونم من خيلي بدم يادآوري نكنين.
اگه قرار باشه ضدحال رو با يه مثال تعريف كني اون مثال چيه؟
بر بلندای تمامی تفکرات مثبتگرای خویش،
محکم بایست
و با چشمانی سرشار از کنجکاوی و محبت به دریا نگاه کن،
هر آنچه که در خود میجویی را
در گسترهی پرتلاطم دریا خواهی یافت.
و
آنگاه
مشکلاتت را به دریا بسپار
آب پرتقال با پالپ |
3 پیمانه |
شکر |
به میزان لازم ( 4 قاشق ریختم ) |
رنده پوست پرتقال |
1/3 قاشق چای خوری |
نارنگی |
خیلی کوچیک و خیلی نازک برش خورده 1 تا 2 عدد |
شکر و آب پرتقال رو مخلوط کنید و آنقدر هم بزنید تا شکر آب شود. رنده پوست پرتقال را اضافه کرده 1/4 قالب بستنی رو آب پرتقال بریزید و بزارید داخل فریزر تا یخ ببندد.
سپس برشهای خیلی نازک نارنگی رو با کمک انگشت بچسبانید به دیواره های قالب و آب پرتقال بریزید و بگذارید داخل فریزر تا یخ ببندد. من الان نميدونم چرا اين پست اينجاست.
طرز تهیه :
مواد لازم :
عشقبازی به همین آسانی است
که گلی با چشمی
بلبلی با گوشی
رنگ زیبای خزان با روحی
نیش زنبور عسل با نوشی
کارهموارۀ باران با دشت
برف با قلۀ کوه
رود با ریشۀ بید
باد با شاخه و برگ
ابر عابر با ماه
چشمهای با آهو
برکهای با مهتاب
و نسیمی با زلف
دو کبوتر با هم
و شب و روز و طبیعت با ما!
عشقبازی به همین آسانی است…
شاعری با کلماتی شیرین
دستِ آرام و نوازشبخش بر روی سری
پرسشی از اشکی
و چراغ شب یلدای کسی با شمعی
و دلآرام و تسلا و مسیحای کسی یا جمعی
عشقبازی به همین آسانی است…
که دلی را بخری
بفروشی مهری
شادمانی را حرّاج کنی
رنجها را تخفیف دهی
مهربانی را ارزانی عالم بکنی
و بپیچی همه را لای حریر احساس
گره عشق به آنها بزنی
مشتریهایت را
ببری تا لبخند
عشقبازی به همین آسانی است…
هر که با پیش سلامی در اول صبح
هرکه با پوزش و پیغامی با رهگذری
هرکه با خواندن شعری کوتاه با لحن خوشی
نمک خنده بر چهره در لحظۀ کار
عرضۀ سالم کالایی ارزان به همه
لقمۀ نان گوارایی از راه حلال
و خداحافظی شادی در آخر روز
و نگهداری یک خاطر خوش تا فردا
و رکوعی و سجودی با نیت شکر
عشقبازی به همین آسانی است.
اتفاقی چشمم به یه مطلبی خورد که خیلی خوندنی و جالب بود، گفتم واسه بقیه هم بفرستم
یه جور کل کل شاعرانه ست که شاعرا جواب همدیگه رو دادن با شعراشون بخونی ضرر نمی کنی :
شعر اول رو حمید مصدق گفته بوده که فکر کنم همه خوندن یا شنیدن :
تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من كرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتی و هنوز،
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان می دهد آزارم
و من اندیشه كنان غرق در این پندارم
كه چرا باغچه كوچك ما سیب نداشت
بعدها فروغ فرخزاد اومده و جواب حمید مصدق رو اینجوری داده:
من به تو خندیدم
چون كه می دانستم
تو به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدی
پدرم از پی تو تند دوید
و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه
پدر پیر من است
من به تو خندیدم
تا كه با خنده خود پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیك
لرزه انداخت به دستان من و
سیب دندان زده از دست من افتاد به خاك
دل من گفت: برو
چون نمی خواست به خاطر بسپارد
گریه تلخ تو را
و من رفتم و هنوز
سالهاست كه در ذهن من آرام آرام
حیرت و بغض تو تكرار كنان
می دهد آزارم
و من اندیشه كنان غرق در این پندارم
كه چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت
و از اونا جالب تر واسه من جوابیه که یه شاعر جوون به اسم جواد نوروزی بعد از سالها به این دو تا شاعر داده
که خیلی جالبه ( این مطلب رو اتفاقی توی وبلاگ همین آقا خوندم ) بخونید :
دخترک خندید و
پسرک ماتش برد !
که به چه دلهره از باغچه ی همسایه، سیب را دزدیده
باغبان از پی او تند دوید
به خیالش می خواست،
حرمت باغچه و دختر کم سالش را
از پسر پس گیرد !
غضب آلود به او غیظی کرد !
این وسط من بودم،
سیب دندان زده ای که روی خاک افتادم
من که پیغمبر عشقی معصوم،
بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق
و لب و دندان ِ
تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم
و به خاک افتادم
چون رسولی ناکام !
هر دو را بغض ربود...
دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت:
" او یقیناً پی معشوق خودش می آید ! "
پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود:
" مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد ! "
سالهاست که پوسیده ام آرام آرام !
عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز !
جسم من تجزیه شد ساده ولی ذرّاتم،
همه اندیشه کنان غرق در این پندارند:
این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت
جالب بود نه ؟
تبادل
لینک هوشمند
برای تبادل
لینک ابتدا ما
را با عنوان
اینجا ساعت به
وقت بی هوشیه
و آدرس
hooshbarshirazi91.LXB.ir
لینک
نمایید سپس
مشخصات لینک
خود را در زیر
نوشته . در صورت
وجود لینک ما در
سایت شما
لینکتان به طور
خودکار در سایت
ما قرار میگیرد.